تبليغاتX
آیات و احادیث
آیات و احادیث و گاهی هم حرفای خوب خوب
اوقات شرعی را چطور تعیین می‌کنند؟

 

دین اسلام بر تعیین زمان به‌جای آوردن فرایض دینی با استفاده از معیارهای ساده منطبق بر طبیعت اصرار دارد. بارزترین آن‌ها اوقات شرعی روزانه است که زمان به جای آوردن فریضه نمازهای یومیه را مشخص می‌کند. آیا از چگونگی تعیین اوقات شرعی خبر دارید؟

امیر حسن‌زاده*: در دین اسلام برای شناخت زمان به جای آوردن فرایض دینی از معیارهای ساده و منطبق با طبیعت استفاده شده که نمونه‌های بارز آن، آغاز و پایان ماه قمری بر اساس رویت هلال ماه و اوقات شرعی بر پایه موقعیت خورشید در طول شبانه‌روز است. معمولا با ورود به ماه مبارک رمضان، توجه به اوقات شرعی بیشتر می‌شود، از این‌رو در گزارش امروز این موضوع را روشن می‌کنیم.

اذان صبح
وقتی خورشید در نیمه‌های شب در پایین‌ترین ارتفاع زیر افق قرار دارد، پرتوهای آن توسط ناظر زمینی دیده نخواهد شد؛ اما پس از چند ساعت، اولین پرتوهای خورشید به لایه‌های بالای جو برخورد کرده و منعکس و پراکنده می‌شوند.

زمان اذان صبح بر اساس مشاهده اولین روشنایی سپیده صبحگاهی (فجر صادق) تعریف می‌شود. این اتفاق زمانی می‌افتد که خورشید هنوز زیر افق است و بر اساس رصدها، می‌توان تحقیق کرد اگر خورشید چند درجه زیر افق باشد، چنین پدیده‌‌ای دیده می‌شود. مشاهدات منجمان دوره اسلامی مقدار آن را بین 17 تا 19 درجه ثبت کرده‌اند. طبیعی است که به علت ضعیف بودن فجر صادق، مشاهده آن نیازمند داشتن افق شرقی کاملاً باز و تاریک است. در سال‌های گذشته نیز رصدهایی در کشورمان انجام گرفته و نتایج آن به تایید بسیاری از مراجع دینی رسیده است.

در حال حاضر مرکز تقویم مؤسسة ژئوفیزیک دانشگاه تهران که مسولیت استخراج اوقات شرعی کشور را به عهده دارد، برای اذان صبح زاویه 17.7 درجه زیر افق را ملاک محاسبات قرار داده و از صداوسیما نیز همین اوقات اعلام می‌گردد.

طلوع و غروب خورشید
لحظه‌ای که لبه بالایی قرص خورشید از زیر افق ناظر سر بر می‌آورد، زمان طلوع خورشید است. نورِگسیل شده از خورشید قبل از این این‌که به ناظر برسد، از جو زمین عبور می‌کند و وجود جوّ باعث می‌شود که مسیر نور منحرف شده و خورشید بالاتر از موقعیت واقعی خود به نظر برسد. به طور کلی می‌توان گفت که اثر شکست موجب می‌شود که ارتفاع اجسام بیش از آن‌چه هست، مشاهده شود.

مقدار شکست در افق ناظر به طور متوسط 34 دقیقه قوسی است (هر درجه 60 دقیقه قوسی است). بنابراین بدون در نظر گرفتن اثر شکست، قرص خورشید 34 دقیقه قوسی پایین‌تر قرار دارد که در بحث‌های دقیق باید لحاظ شود.


به شکل مشابه، زمان دقیق غروب خورشید نیز لحظه‌ای است که مرکز قرص خورشید 50 دقیقه قوس زیر افق ناظر باشد که 34 دقیقه قوس آن به علت تأثیر پدیده شکست و 16 دقیقه قوس باقیمانده، مربوط به شعاع ظاهری قرص خورشید است. قطر ظاهری خورشید به طور میانگین 32 دقیقه‌ی قوس است.

اذان ظهر
در کره آسمان، نصف‌النهار ناظر به صورت کمانی قابل تصور است که از شمال شروع شده و از بالای سر (سمت الراس) عبور کرده و به جنوب سماوی می‌رسد. مطابق برخی روایات، زمان اذان ظهر وقتی است که مرکز قرص خورشید در حرکت روزانه خود به نصف‌النهار ناظر برسد. اما برخی مراجع از بیان دیگری برای تبیین اذان ظهر استفاده کرده‌اند: وقتی خورشید به بیشترین ارتفاع خود برسد و سایه شاخص نیز به کمترین مقدارش برسد. از نظر نجومی این دو تعریف با دقت خوبی منطبق بر یکدیگرند و ممکن است فقط چند ثانیه با یکدیگر اختلاف داشته باشند. در حال حاضر مرکز تقویم موسسه ژئوفیزیک برای محاسبه اذان ظهر از تعریف اول استفاده می‌کند و لحظه محاسبه شده با دقت یک دقیقه گرد می‌شود.

اذان مغرب
پس از آن‌که خورشید غروب کرد، تا مدتی آسمان همچنان روشن است. در واقع برای ناظری که روی زمین قرار گرفته، خورشید غروب کرده است؛ اما اگر در همان لحظه در ارتفاع قابل ملاحظه‌ای قرار بگیرد (مثلاً سوار بر هواپیما باشد)، خواهد دید که هنوز خورشید بالای افق است. دقایقی بعد، خورشید بیشتر به زیر افق می‌رود و انحطاط آن بیشتر می‌شود و پرتوهای نور خورشید به سطح زمین برخورد می‌کند که در نتیجه، سایه آن در سمت مقابل خورشید (افق شرقی) قابل مشاهده است.

این سایه به صورت نواری قرمز رنگ تشکیل می‌شود و اصطلاحاً حمره مشرقیه (سرخی مشرق) نام دارد. با گذشت زمان و افزایش انحطاط خورشید، ارتفاع و گسترش این نوار قرمز رنگ بیشتر می‌شود اما به دریج کم‌نور‌تر می‌شود. زمان اذان مغرب وقتی است که حمره مشرقیه محو شود. در برخی منابع، ذکر شده که حمره مشرقیه باید از سمت‌الراس بگذرد، اما مشاهدات تجربی نشان می‌دهد که قبل از آن، سرخی مشرق کم‌نور و محو می‌شود. بر اساس مشاهدات انجام شده در سال‌های گذشته، ملاک اذان مغرب زمانی است که خورشید به انحطاط 4.5 درجه برسد.

نیمه شب شرعی
طی چند سال اخیر، نیمه شب شرعی نیز در اوقات شرعی رسمی اضافه شده است. این وقت شرعی مستقل نیست و به تعریف شب از لحاظ شرعی بستگی دارد. مطابق نظر بیشتر مراجع، نیمه شب شرعی زمان وسط بین غروب خورشید و اذان صبح روز بعد است. بنابراین ممکن است نیمه شب شرعی دقایقی قبل یا بعد از نیمه شب نجومی ‌(ساعت صفر بامداد) باشد.

پرسش و پاسخ
چرا اوقات شرعی با دقت ثانیه اعلام نمی‌شود؟
امروز با کمک رایانه‌ها، مشکلی از نظر محاسباتی وجود ندارد و امکان محاسبه و درج اذان صبح و سایر اوقات شرعی با دقت ثانیه وجود دارد؛ ولی به دلایل علمی همچون تاثیر موقعیت دقیق جغرافیایی، دما و رطوبت و... چنین کاری غیر علمی است، بنابراین اعداد با دقت دقیقه گرد می‌شوند.

آیا فاصله زمانی دو وقت شرعی (مثلاًغروب آفتاب و اذان مغرب) برای یک شهر همواره ثابت است؟
اوقات شرعی به موقعیت خورشید در طی سال بستگی دارد و به دلیل این‌که حرکت ظاهری خورشید در طی سال یکنواخت نیست، این فاصله زمانی نیز ثابت نیست و می‌تواند متغیر باشد.

آیا همیشه اوقات شرعی شهرهای غربی دیرتر از شهرهای شرقی است؟
به طور کلی هر چه به غرب می‌رویم زمان طلوع یا غروب خورشید دیرتر است؛ اما این گفته دقیق نیست. اوقات شرعی (به‌جز اذان ظهر) علاوه بر طول جغرافیایی، به عرض جغرافیایی نیز وابسته است. در برخی اوقات سال مانند حوالی انقلاب تابستانی یا زمستانی تاثیر عرض جغرافیایی (شمالی یا جنوب بودن) بیشتر است و ممکن است که اوقات شرعی یک شهر غربی کمی زودتر باشد. به عنوان مثال اردبیل در مقایسه با تهران، غربی‌تر است، ولی در نیمه خرداد ممکن است اذان صبح اردبیل کمی زودتر از تهران اتفاق بیفتد. بنابراین فاصله زمانی اوقات شرعی بین دو شهر در طی سال ثابت نیست و نمی‌توان با اضافه یا کم کردن، اوقات شرعی شهر جدید را محاسبه کرد. محاسبه اوقات شرعی در هر مکانی نیاز به دانستن موقعیت جغرافیایی دقیق محل و استفاده از نرم‌افزارهای خاص دارد.

آیا اوقات شرعی یک مکان در طی سال‌های مختلف یکی است؟
تقریباً بله، ولی از آن‌جاکه طول سال شمسی دقیقاً عدد صحیحی نیست، اوقات شرعی یک سال نسبت به سال قبل یا بعد ممکن است حداکثر تا یک دقیقه تفاوت داشته باشد.
 

*کارشناس ارشد مرکز تقویم موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران

 

منبع

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم شهریور 1389ساعت 0:16  توسط محمد   | 

 

فرمایشان رهبری در مورد منزلت شهید و شهادت

1- پاسدار انقلاب اسلامی آگاهانه راه حسین (ع) را که ادامه راه انبیاء الهی است انتخاب می کند و در این راه، فروغ خون اصحاب حسین (ع) و شهیدان گلگون کفن کربلا را چراغ راه خویش قرار می دهد.

2- شهادت دُرّ گرانبهایی است که بعد از جنگ به هر کس نمی دهند.

3- ما فقه بـه معنـای واقعی کلمـه و قرآنی آن را در میدان جنگ آموخته ایم .

4-امروز، به فضل همین شهادتها و به برکت خون شهدا، ملت ما، ملت سربلند و آبرومندی است و ملتها آبرو و عزت را این گونه باید پیدا کنند.

5-شهادت بالاترین پاداش و مزد جهاد فی سبیل الله است.

6-همه کسانی که در جنگ تحمیلی هشت ساله، چه با حضور خود یا فرزندان و عزیزانشان، حضور و فعالیتی داشته اند، مخصوصا خانواده شهیدان عزیز و جانبازان و اسیران گرامی، باید بدانند که در امتحانی بزرگ شرکت کرده و در آن سربلند بیرون آمده اند .

7-فرزندان شهدا بدانند که پدران آنان موجب شدند که اسلام، در چشم شیطانها و طاغوتهای عالم، ابهت پیدا کند.

8-ایستادگی در مقابل دشمنان مقتدر و مسلط، زورگوی ظالم و پرروی گستاخ، کار بسیار بزرگ و با عظمتی است. این همان کاری است که مردم ما کردند و عظمت ملت ما به خاطر همین شهادت جوانان شما و شجاعت فرزندانتان بود.

9-شهید جانش را فروخته و در مقابل آن، بهشت و رضای الهی را گرفته است که بالاترین دستاوردهاست. به شهادت در راه خدا، از این منظر نگاه کنیم. شهادت، مرگ انسانهای زیرک و هوشیار است که نمی گذارند این جان، مفت از دستشان برود و در مقابل، چیزی عایدشان نشود.

10-شهدا، علاوه بر مقامات رفیع معنوی، که زبانها و قلمها از توصیف آن و چشم و دلها از مشاهده آن ناتوانند، مشعلدار پیروزی و استقلال ملتند و حق بزرگ آنان بر گردن ملت، بسی عظیم است.

11-پرچم عروج انسان به بام معنویت که امروز در گوشه و کنار دنیا برافراشته می شود، در حقیقت پرچم امام ما و شهیدان اوست. آنها زنده اند و روز به روز زنده تر خواهند شد.

12-من اکنون به پدران و مادران، همسران و فرزندان، خواهران و برادران و دیگر کسان شهدای عزیز و جانبازان و اسراء و مفقودین درود می فرستم و اعلام می کنم که آنان در رتبه و شان معنوی، بلافاصله پشت سر عزیزان فداکار خویشند.

13-هر چه داریم، به برکت جانفشانیها و فداکاری هاست، به برکت روحیه شهادت طلبانه است.

14-اساسا جهاد واقعی و شهادت در راه خدا، جز با مقدمه ای از اخلاصها و توجه ها و جز با حرکت به سمت "انقطاع الی الله" حاصل نمی شود.

15-اگر مجاهدت فداکارانه جوانان این مرز و بوم که به این شهادتها منتهی شده است نمی بود، همه روزهای این ملت، در زیر چتر سیاه ظلم و تجاوز و دخالت دشمنان اسلام و ایران، به شبهای تار بدل می گشت.

16-فداکاری شهیدان و گذشت خانواده ها و حضور رزمندگان ما بود که ابرهای تیره و تار آن روزگار دشوار را از افق زندگی این ملت زدود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 17:51  توسط محمد   | 

 

فرمایشان رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) ، در مورد منزلت و جایگاه شهید و شهادت

1- ما تا آخرین نفر و تا آخرین منزل و تا آخرین قطره خون، برای اعتلای کلمه الله ایستاده ایم.

2-این شهدا زنده هستند و در پیش خدای تبارک و تعالی "عند ربهم یرزقون" اند.

3-شهید نظر می کند به وجه الله.

4-من از خداوند تعالی رحمت برای شهدای عزیز در این جنگ تحمیلی خواستارم. اینان برای اسلام فدا شدند و در نزد خدای تعالی و در جوار رحمت واسعه او به سعادت ابدی و افتخار دائمی رسیدند.

5-همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.

6-خدا می داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست و این ملت ها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود.

7-خداوندا! تو می دانی که فرزندان این سرزمین در کنار پدران و مادران خود برای عزت دین تو به شهادت می رسند و با لبی خندان و دلی پر از شوق و امید به جوار رحمت بی انتهای تو بال و پر می کشند.

8-خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند. خوشا به حال آنان که در این قافله نور جان و سر باختند. خوشا به حال آنهایی که این گوهرها را در دامن خود پروراندند.

9-شهادت در راه خدا چیزی نیست که بتوان آن را با سنجش های بشری و انگیزه های مادی ارزیابی کرد.

10-یک موی سر این کوخ نشینان و شهید دادگان به همه کاخ و کاخ نشینان جهان شرف و برتری دارد.

11-برنامه اسلام از عصر وحی تا کنون بر شهادت توام با شهامت بوده است. قتال در راه خدا و در راه مستضعفین در راس برنامه های اسلام است.

12-منطق ما، منطق ملت ما، منطق مومنین، منطق قرآن است (انا لله و انا الیه راجعون) با این منطق هیچ قدرتی نمی تواند مقابله کند جمعیتی که، ملتی که خود را از خدا می دانند و همه چیز خود را از خدا می دانند و رفتن از اینجا را به سوی محبوب خود، مطلوب خود می دانند، با این ملت نمی توانند مقابله کنند آنکه شهادت را در آغوش همچون عزیزی می پذیرند آن کوردلان نمی توانند مقابله کنند.

13-شهادت ارثی است که از اولیای ما به ما می رسد، آنها باید از مردن بترسند که بعد از مرگ، موت را فنا می دانند، ما که بعد از موت را حیات بالاتر از این حیات می دانیم چه باکی داریم.

14-از شهادت باکی نیست، اولیای ما هم شهید شدند یا مسموم شدند یا مقتول، اولیای ما هم بعضی از آنها در حبس و بعضی از آنها در تبعید به سر بردند، برای اسلام هر چه بدهیم کم دادیم و جانهای ما لایق نیست.

15-شهادت یک هدیه ای است از جانب خدای تبارک و تعالی برای آن کسانی که لایق هستند و دنبال هر شهادتی باید تصمیمها قویتر بشود.

16-ما از خدا هستیم همه، همه عالم از خداست، جلوه خداست و همه عالم به سوی او برخواهد گشت، پس چه بهتر که برگشتن اختیاری باشد و انتخابی و انسان انتخاب کند، شهادت را در راه خدا و انسان اختیار کند موت را برای خدا و شهادت را برای اسلام.

17-دوستانمان که شهید شدند در جوار رحمت حق هستند، چرا برای اینها دلتنگ باشیم؟ دلتنگ باشیم که از دیار قید و بندی خارج شدند و به یک فضای وسیع و در تحت رحمت حق تعالی واقع شدند؟

18-ما اگر شهید بشویم قید و بند دنیا را از روح برداشتیم و به ملکوت اعلی و به جوار حق تعالی رسیدیم.

19-آنهایی که به خدا اعتقاد ندارند و به روز جزا آنها باید بترسند از موت، آنها از شهادت باید بترسند. ما و شاگردان مکتب توحید از شهادت نمی هراسیم، نمی ترسیم.

20-ما اگر کشته هم بشویم در راه حق کشته شدیم و پیروزی است و اگر بکشیم هم در راه حق است و پیروزی است.

21-برنامه اسلام از عصر وحی تاکنون بر شهادت توام با شهامت بوده است.

22-از هر قطره خون شهید ما که به زمین می ریزد، انسانهای مصمم تر و مبارزی بوجود می آیند.

23-عزیزان من مصمم باشید و از شهادت نترسید، شهادت عزت ابدی است، حیات ابدی است.

24-مفقودین عزیز محور دریای بیکران خداوندی اند و فقرای ذاتی دنیای دون در حسرت مقام والایشان در حیرتند.

25-سعادت را آنها بردند که آن چیزی را که خدا به آنها داده بود تقدیم کردند و ما عقب مانده آنها هستیم.

26-رحمت خداوند بر همه شهیدان و رضوان و مغفرت حق بر ارواح مطهرشان که جوار قرب او را برگزیدند و سرافراز و مشتاق به سوی جایگاه مخصوصشان در پیشگاه رب خویش شتافتند.

27-همین شهادتها پیروزی را بیمه می کند. همین شهادتهاست که دشمن را رسوا می کند در دنیا.

28-ما تابع امر خداییم، به همین دلیل طالب شهادتیم و تنها به همین دلیل است که زیر بار ذلت و بندگی غیر خدا نمی رویم .

29-شهادت در راه خدا مسئله ای نیست که بشود با پیروزی در صحنه های نبرد مقایسه شود، مقام شهادت خود اوج بندگی و سیر و سلوک در عالم معنویت است.

30-ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم.

31-هر روز ما در جنگ برکتی داشته ایم که در همه صحنه ها از آن بهره جسته ایم.

32-شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 17:50  توسط محمد   |